أبو علي سينا
9
رگشناسى يا رساله در نبض ( فارسى )
و « 1 » تن بغايت كثيفى « 2 » و قوتهاى نفس چون قوّة حسّ « 3 » ، - و قوّة جنبش « 4 » ، - و ديگر قوّتها ، بميانجى « 5 » روح به همه اندامها رسد « 6 » و علم رگ - كه علم نبض « 7 » خوانند ، علم حال روح است ، و « 8 » علم آب - كه علم تفسره خوانند ، علم حال خلطهاست ؛ و بيشتر دليل بودن نبض « 9 » بر حال دل است ، زيرا كه دل « 10 » جايگاه ( زايش ) روح است . و بيشتر دليل بودن آب بر حال « 11 » جگر است ، زيرا كه جگر جايگاه زايش خلطهاست « 12 » فصل دوم « 13 » اگر تن « 14 » حيوان چنان بودى كه از وى چيزى جدا نشدى ، و متحلّل
--> ( 1 ) - پاك و - ب ، - پاك و ميان - ج - د . ( 2 ) - كثيف - ب - د . ( 3 ) - قوتهاى حس - ب ، قوّتهاى حس بود - ج . ( 4 ) - جنبش بود - ج . ( 5 ) - ميانجى - ج . ( 6 ) - برسد - ب - ج . ( 7 ) - علم نبض كه رگ - آ . ( 8 ) - است او را - آ . ( 9 ) - نفس - آ . ( 10 ) - بى : دل - د . ( 11 ) - بيشتر بيشتر دليل بودن آب و خاك - آ ، - بيشتر دليل بودن تفسره بر - ب - ج . ( 12 ) - و جگر جايگاه دانش خلط است - ب ، - جگر جايگاه زايش خلط است - ج . ( 13 ) - بى : دوّم - ب - ج ، - ديگر - آ . ( 14 ) - بى : تن - ب ، اين - ج - د ،